ساینو
جوک|مطالب طنز|عکس
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394
نویسنده : محمد محمدی
دوش وقت سحر از سکته نجاتم دادند/ و اندر آن ظلمت شب دگزامتازون دادند
بی خود از سوزن و داروی ژلوفن کردند/قرص و شربت به من از نسخه دکتر دادند
چه چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی/آن شب نحس که این تخت روانم دادند!
اگر آستامینافون خوردم و تب بر چه عجب/من مریض بودم این ها به زکامم دادند
دکتر آن روز به من مژده این دولت داد/که ازان رادیولوژی خبر از سر درونم دادند
این همه چرک و عرق کز بدنم می ریزد/ اجر صبری است کزان ایبوبروفن دادند
همت آمپول و انفاس پرستاران بود/که ز تخت و غم و سکته، نجاتم دادند   



نوع مطلب :
برچسب ها : جوک، جوک جدید، جوک با حال، جوک با مزه،

یکشنبه 13 اردیبهشت 1394
نویسنده : محمد محمدی
روانشناسان نقاط مثبت و منفی انسانها را به گورخر درون تشبیه کرده اند به اینگونه که نقاط مثبت راه راه سفید ونقاط منفی راه راه سیاه هستند(کاملا واقعیه)
آقا من نمیدون چرا پیش هر روانشناسی میرم بهم میگه تو اصلا گورخر درون نداری....
فقط یه خر سیاهه درون داری که کودک درونت دایم ازش سواری میگیره.... 



نوع مطلب :
برچسب ها : جوک، جوک جدید، جوک با حال، جوک با مزه،

یکشنبه 13 اردیبهشت 1394
نویسنده : محمد محمدی
هیچ چیز وحشتناک تر از ین نیست که هنگام درس خواندن وقتی که خودکار تو دهنته یادت بیفته دیروز باهاش گوشتو پاک میکردی 


-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مورد داشتیم پسره واسه روز پدر برای باباش جوراب خریده
.
.
.
.
.
می فهمی جورااااااااب!!! 




نوع مطلب :
برچسب ها : جوک، جوک جدید، جوک با حال، جوک با مزه،

یکشنبه 13 اردیبهشت 1394
نویسنده : محمد محمدی
بزرگترین نابکاری آن است که بپنداریم:برای آنکه برترین باشیم باید دست به ویرانگری چهره دیگران بزنیمو و بی آبرو کردن را پیشه سازیم...

چه بسا که آبرو بردن مانند این میماند که:هفتاد بار خانه ی خدا را خراب کنی..



نوع مطلب :
برچسب ها : جوک، جوک جدید، جوک با حال، جوک با مزه،

یکشنبه 13 اردیبهشت 1394
نویسنده : محمد محمدی
قابل توجه اونایی که میگن گوجه سبز عشقشونه...
عشقی که توو 12 ماه فقط یک ماه پیشت باشه اونم اگه پولشو داشته باشی که عشق نیست که!!!!
عشق ینی سیب زمینی سرخ کرده
اصلا وجود دائمیش منو کشته(:



نوع مطلب :
برچسب ها : جوک، جوک جدید، جوک با حال، جوک با مزه،

یکشنبه 13 اردیبهشت 1394
نویسنده : محمد محمدی
سالها پیش خانومی لب دریا نشسته بود ک یهو انگشتر نامزدیش از دستش سرخورد افتاد تو آب
اون زن خیلی ناراحت شد و خیلی گریه کرد
سالها بعد همون زن داشت تو آشپزخونه ماهی پاک میکرد ک متوجه ی جسم سفت تو بدن ماهی شد وقتی شکم ماهی رو باز کرد دید
.
.
.
استخونه ماهیه....!!!!
چیه؟نکنه انتظار داشتی حلقش باشه.بابا شما دیگ کی هستید
خیلی تو فیلم اید
جم کو با ای قرتی،بازیارو 



نوع مطلب :
برچسب ها : جوک، جوک جدید، جوک با حال، جوک با مزه،



پیوند ها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
خرید بک لینک | خرید هندزفری